تبليغاتX
حرفای من
























حرفای من

حرفای من

این خاطرات لعنتی چرا دست از سر من بر نمیدارن

چرا نمیرن گم شن

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا همش اینجان

هان

چرا هستن

چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا عذابم میدن

چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا دست از سرم برنمیدارن

هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان


ادامه مطلب
| سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 | 20:45 | سولیست| |

میخام یه کاری کنم حرکت کنم برم جلو ولی از شکست میترسم
| یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 | 23:14 | سولیست| |

چرا هر سال تو تعطیلات یه بلایی سر دست راست من میاد؟

اون از پارسال که سه تا انگشتم و فرو کردم تو روغن در حال جوش

اینم از امسال که ساعد دست راستم هم زخم شده خم کبود

هر دوتاشم قبلش یه خبر از ر شنیدم

همین الان کلی الکل خالی کردم رو زخمای دستم

دارم از سوزشش لذت میبرم

یه جور گرماست

واسه من که همیشه دستام سرده تجربه جدیدیه

همیشه این مرض همرام بوده که از درد لذت میبردم

نمیدونم انگار از عذاب وجدانم کم میکنه

طفلکی دستم کبود شده

نه خودم و نه هیچ کس دیگه دلش واسه زخمها و کبودیای دستم نسوخت

طفلکی دستم از من هم تنهاتره

ولی نشونه بدی هم نیست این کبودیا

نشون میده اونقدرها هم که دکترا گفتن کم خون نیستم وپلاکتم بالا نیست

چرا انقدر تنهام؟

چرا هیچ کس منو واسه خودم دوس نداره؟

آ هم مثل ر

فقط این یکی اندازه ر زرنگ نیست

کاش تو این دنیای به این بزرگی یکی به خاطر خودم دوسم داشت یکی همینجوری که هستم دوس داشت

| چهارشنبه دوم فروردین 1391 | 22:33 | سولیست| |

خوب استثنا ایندفعه نیومدم ناله کنم

اومدم با سال 90 خداحافظی کنم

سالی که برام سال موفقیت های زیادی بود و طبعا استرس های زیادی و تحمل کردم

خدا رو شکر میکنم

نه امروز و این لحظه

تمام لححظه هایی که یادم میاد اوضاع چقدر فرق کرده

امسال خونمون عوض کردیم

دو شغله شدم

درآمدم چند برابر شد

کارای بیمه پدرم رو به اتمامه

از شر یه علاقه احمقانه راحت شدم

الان به معنای واقعی کلمه از روزهایی که گذروندم راضی ام

هرچند سخت بود

هر چند استرس زیادی و تحمل کردم

ولی حالا که بهش فکر میکنم راضی ام

امسال سال من و 20:30 بود

امسال سال من و شبکه مستند بود

امسال سال دو بار در رو پخشی داشتن و زیر نویس شدن اسمم بود

خوشحالم از اینکه سختی کشیدن هام بی ثمر نموند

خوشحالم از اینکه بدون پارتی هر چند کم ولی موفق بودم

خدایا شکرت بابت همه اتفاق های خوب

خدای شکر که هممون سالمیم

خدایا شکر

آرزو میکنم این روزها نه هفقط برای من بلکه برای مردم سرزمینم تو روزها و سالهای آینده تکرار بشه

خیلی خیلی بهتر از چیزی که تو سال 90 برای من بود

آرزو میکنم آخرین روز سال 91 هم انقدر از گذروندن 365 روز عمرم راضی باشم

خدایا شکر

| سه شنبه یکم فروردین 1391 | 1:19 | سولیست| |

همه چیز داره تموم میشه

روزهای خوب عمرم

اشتیاقم

علاقه ام به خیلی چیزها 

همه چیزا داره برام تموم میشه

خیلی چیزها ممکن نشد ممکن هم نمیشه من میرم جلو تا روزهام تموم شه مثل روزهای سال 90

من هستم

مثل همیشه

تنها و غمگین

من حتی آرزوها کوچیکمم برآورده نشد

بیخیال اینم سهم من از زندگی بود

سهمیه بدی بود

عین یه برش از کیک تولد که تزیینات غیر قابل خوردن داره و فقط میشه نگاش کرد تا وقتی ظرف و ازت بگیرن و بفهمن چیزی نخوردی

من از این زندگی چیزی گیرم نیومد جز استرس و کاری که مثل خیلی از چیزایی که دوست داشتم واذیتم کردن

خدایا میدونم 30 سال دیگه ام باید همین حرفها رو بزنم

عیبی نداره

فقط همتون یادتون باشه من به چیزی دل نمیبندم حتی اگه یه درصد احتمال داشته باشه از دستش بدم

من همینجوری جلو میرم

من کار میکنم پول درمیارم میخونم مینویسم

من دیگه نمیگم چی دوست دارم و چی دوست ندارم

من فقط تحمل میکنم 

و 

انتظار میکشم تا تموم بشه

مثل سال 90 که تموم شد

مثل 28 سالگیم که داره تموم میشه

بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخیال

این نیز بگذرد

امضاء

پریسا

| جمعه پنجم اسفند 1390 | 20:53 | سولیست| |

Design By : shotSkin.com